UA-123158002-1

چشم انداز اقتصادی کشاورزی زیستی و مقایسه آن با کشاورزی رایج

چشم انداز اقتصادی کشاورزی

چشم انداز اقتصادی کشاورزی زیستی و مقایسه آن با کشاورزی رایج

چشم انداز اقتصادی کشاورزی زیستی و مقایسه آن با کشاورزی رایج

از نظر چشم انداز اقتصادی ، یک نظام کشاورزی پایدار، طبق تعریف علاوه برجواب‌گویی نیازهای نسل حاضر، بدون به مخاطره انداختن نیازهای نسل آینده باید برای کشاورزان وجامعه  پایدار وامکان‌پذیر باشد. کشاورزان زیستی (ارگانیک) باکشت چندین محصول دریک زمان که اغلب با دامداری همراه است تنوع شغلی خودرا افزایش می‌دهند. تنوع، مخاطرات اقتصادی را کاهش می‌دهد و باعث خودکفایی در زمینه‌ی عناصر غذایی، تغذیه‌ی دام، مواد آلی خاک و انرژی می‌شود.

عملکرد اقتصادی کشاورزی زیستی

بسیاری ازکشاورزان باتجربه‌ی زیستی، عملکرد محصولشان برابر یا بالاتر ازحد متوسط عملکرد نظام‌های کشاورزی رایج است. بااین وجود، متوسط عملکرد محصولات زیستی اغلب کمتر ازمتوسط عملکرد زراعت‌های رایج است. تفاوت بین متوسط عملکردها، نه تنها عملیات زراعی متفاوت بلکه تفاوت مهارت‌ها را نیز نشان می‌دهد. صنعت زیستی نان به سرعت روبه گسترش است که بسیاری ازکشاورزان زیستی ازمهارت‌های اندکی درباره یروش‌های زیستی آن برخوردارند. عملکرد کشاورزان زیستی اغلب طی سه تا پنج سال اول مرحله ی گذار ازکشاورزی رایج، درکمترین مقدار است.

اختلاف عملکرد وابسته به نوع محصول است. گیلفورد وگالدن درسال ۱۹۹۲ عملکرد محصولات درمزارع زیستی رایج درمرغزارهای شرقی ایالات متحده مقایسه نمودند. عملکرد گندم، جو و یولاف زیستی، ۷۵ درصد عملکرد محصولات در نظام‌های رایج بود. متوسط عملکرد نخودفرنگی، کلزا و کتان زیستی حدود ۵۰ درصد متوسط عملکردهای رایج بود.
برخی ازحبوبات ودانه‌های روغنی به‌طور مخلوط کشت شدندکه عملکرد آن‌ها ثبت نشده است. درمحصولات باغی، عملکردهای زیستی اغلب کمتراز عملکردهای رایج است. درمنطقه‌ی مرغزارهای شرقی ایالات متحده، علف‌های هرز عامل محدود کننده بازدهی محصولات درمزارع زیستی هستند. دراین منطقه اگرچه مقدار نیتروژن خاک کافی بود، اما فسفر وگوگرد مزارع زیستی کم بود واحتمال دارد عامل کاهش عملکرد محصول بوده باشد.

چالش دردوره‌ی گذار ازکشاورزی رایج به زیستی

   بیشترین چالش دردوره‌ی گذار ازکشاورزی رایج به زیستی وجود دارد. طی این دوره پاداش ویارانه‌ای وجود نداشته وعملکردها پایین هستند. گاه کشاورزان می‌توانند یارانه‌ی اندکی برای تولید در دوره‌ی گذار ازطریق فروش محصول باقیمتی بیشتر ازقیمت‌های رایج اما کمتر ازقیمت‌های گواهی‌شده زیستی دریافت کنند. طی مراحل اولیه‌ی گذار برخی کشاورزان افت عملکردی تا حدود ۳۰ درصد گزارش کرده‌اند. با گذشت زمان، عملکردها طی سال‌هایی که تحت مدیریت زیستی هستند افزایش می‌یابد، به طوری که کشاورزان تجربه به‌دست آورده وخاک حاصلخیز می‌شود.

 برخی کشاورزان دریافته‌اند که برای افزایش مجدد عملکرد تنها به چند سال زمان نیاز است. این امر بیشتر درمورد کشاورزانی صادق است که درگذشته نیزحداقل نهاده‌ها را بکار می‌برده‌اند. دیگر کشاورزان که به علف‌کش‌ها کودها و آفت‌کش‌ها وابستگی زیادی داشته‌اند، دریافته‌اند که حدود یک دهه طول می‌کشد تا عملکردهایشان افزایش یابد و به ثبات برسد. پدیده‌ی گرم شدن جهانی بطور فزاینده‌ای الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی را بوجود آورده است. مزارع زیستی زمانی که درمعرض تنش خشکی، گرما، بارندگی مفرط یاهوای سرد خارج ازفصل قرار می‌گیرند، عملکرد بالاتری نسبت به محصولات رایج دارند. همچنین محصولات زیستی مقاومت بالاتری به آفات وبیماری‌ها دارند.

هزینه‌ی تولید

   هزینه‌ی اقتصادی تولید در مزارع زیستی به دلیل استفاده کمتر ازنهاده‌های خارجی، کمتر ازمزارع است. خرید کودهای مصنوعی و آفت‌کش در این نظام وجود ندارد و هزینه‌ی علوفه خریداری شده، دامپزشکی و تعویض دام نیز کمتر است. چالش اصلی کشاورزان زیستی کنترل علف هرز است. علف‌های هرز اغلب عامل محدود کننده تولید در مزارع زیستی هستند و کشاورزان زیستی نسبت به دیگر عملیات مدیریتی، زمان و هزینه بیشتری را صرف کنترل علف‌های هرز می‌کنند.

در کشاورزی زیستی، روش‌های مکانیکی و دیگر روش‌های مدیریتی جایگزین علف‌کش‌ها شده است. خاک‌ورزی برای کنترل علف هرز پس از سبز شدن گیاه، به شکل سطحی و غیر عمیق انجام می‌شود تا خاک فشرده نگردد. برخی عقیده دارند که کنترل علف هرز سبب افزایش نیاز به شخم و هزینه‌های آن می‌گردد. در عمل، این تصور صحیح نیست. کشاورزان زیستی با بهبود ساختمان خاک و اعمال مدیریت مناسب دریافته‌اند که نسبت به نظام‌های رایج در برخی مواقع به خاک‌ورزی کمتری نیاز است.

درآمد خالص مزرعه

به نظر می‌رسد درآمد خالص مزارع زیستی کمی بیشتر از مزارع رایج باشد. به‌طور کلی مخارج کمتر بوده و درآمد بیشتر است (به‌دلیل وجود یارانه و مابه التفاوت قیمت محصولات زیستی نسبت به محصولات رایج).این مابه التفاوت بسته به محصول و زمان متفاوت است.

صنعت زیستی به سرعت در حال تغییر است که این امر منجر به عدم ثبات قیمت‌ها می‌گردد. به عنوان مثال مابه التفاوت بالا برای یک محصول می‌تواند برخی کشاورزان را به سمت تولید و پرورش آن محصول هدایت کند. در این حالت بازار اشباع شده و قیمت کاهش پیدا می‌کند. برخی معتقدند که با گذشت زمان، مابه التفاوت‌ها به ثبات می‌رسد. در یکی از مطالعات نشان داده شد که کشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه و یونجه در مزارع زیستی، حتی بدون پرداخت مابه التفاوت، سود بیشتری فراهم می‌کنند. در شرایط پرداخت مابه التفاوت یارانه، گندم دوروم، کتان، گندم سیاه، چاودار پاییزه و یونجه، درآمدزاترین محصولات بودند که این محصولات با یکدیگر یک تناوب زراعی پایدار زیست محیطی و اقتصادی تشکیل می‌دهند.

در مقایسه محصولات مزارع زیستی و رایج در انتاریو (کانادا)، کشت لوبیا و ذرت برای کشاورزان زیستی، حتی بدون پرداخت مابه التفاوت، سود بیشتری داشت. غلات پاییزه در مزارع زیستی در مقایسه با مزارع رایج، سود کمتری داشت. سود ناخالص در تمام محصولات در مزارع زیستی بیشتر بود. در گاوداری‌های انتاریو، درآمد خالص نظام‌های زیستی، ۵۲ درصد بیشتر از نظام‌های رایج بود.

قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش در تناوب، خنثی می‌شود

قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش در تناوب، خنثی می‌شود. کودهای سبز و محصولات مرتعی که به‌نظر می‌رسد توانایی بهبود خاک را دارند، بازده اقتصادی بالایی ندارند. کشت مخلوط، روشی است که محصولات کم ارزش را در تناوب جای می‌دهد، ضمن این‌که محصولات با ارزش نیز در مزرعه پرورش داده می‌شود. تناوب زراعی باعث کاهش مخاطرات نیز می‌شود. با کشت چند محصول به طور همزمان، درآمد مزرعه در مقابل نوسانات قیمت بازار و یا کاهش عملکرد بیمه خواهد شد.

به نظر می‌رسد صنعت زیستی در کانادا به سادگی نمی‌تواند در هر مکانی درحد کفایت، گسترش یابد تا از نظر تقاضا برای آینده‌ای روشن راضی کننده باشد. بنابراین باید تعداد بیشتری از کشاورزان، عرضه‌کنندگان نهاده‌ها و صنایع تبدیل مواد غذایی را در جهت کشاورزی زیستی تشویق کنیم.

بازاریابی

   تقاضا برای مواد غذایی زیستی، علاوه بر کانادا،در آمریکای شمالی، ژاپن و اروپا به سرعت روبه افزایش است. این رشد فزاینده باعث نوسان قیمت در بازار شده است. به عنوان مثال، در برخی بازارها، تقاضاهای بسیار ویژه‌ای در زمینه‌ی کیفیت محصول وجود دارد که سال به سال تغییر می‌کنند. صنعت زیستی هنوز در حال گسترش است و زیرساخت‌های نظام‌های حمل و نقل، عمده فروشی و توزیع در مراحل اولیه شکل گیری است.

برخی کشاورزان کنترل بازار را دراختیار دارند. بعضی از آنها اتحادیه‌های بزرگ وبرخی تعاونی‌های کوچک‌تر راتشکیل داده‌اند که امکانات فرآوری وعمل آوری را دارند. کشاورزان اگر بخواهند از مابه التفاوت قیمت برای محصولاتشان استفاده کنند، باید محصولی باکیفیت بالا تولید نمایند. این امر خود مستلزم اقدامات زیادی است. زمانی که محصولات براساس قراردادهای منعقد شده با کارخانجات محصولات زیستی تولید می‌شوند، لازم است که کشاورزان تضمین نمایند که نوع واریته و کیفیت محصول مطابق نیازهای خریداران خواهد بود.

در پایان بیشتر کشاورزان درخواهند یافت که بخشی از محصولاتشان مطابق نیازهای خریداران یا استانداردها نیست. این تولیدات خارج از استاندارد در بازار محصولات رایج، فروخته خواهد شد و یا اینکه برای تغذیه دام مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

برگرفته از کتاب اصول کشاورزی زیستی، نوشته‌ی جی والانس، ترجمه، کوچکی، غلامی، مهدوی دامغانی و تبریزی، صفحات ۱۱ تا ۱۴٫

 

درج شده در: مطالب و مقالات
برچسب ها: , , , , , , ,

مرکز ارگانیک گوکرن