عضویت در انجمن

تولیدکنندگان، بازرگانان، اساتید، دانشجویان و علاقه مندان عرصه ی کشاورزی ارگانیک، شما می توانید با ثبت اطلاعات خود در این بخش به جمع  رهروان مسیر سلامتی و حفظ پایداری محیط زیست بپیوندید.

استان ها

در پی اهداف ترویجی انجمن اقدام به اشاعه و برقراری همکاری دو جانبه با همگامان راه کشاورزی ارگانیک در سراسر کشور نمودیم.

درخواست همکاری

همکاران، صاحب نظران و فعالان عرصه ی کشاورزی سالم و  ارگانیک در اقصی نقاط کشور، در این قسمت می توانید اطلاعات و درخواست خود را جهت برقراری همکاری ثبت نمایید.

جنبه‌ اقتصادی کشاورزی زیستی

www.organiccenter.ir eghtesade keshavarzi zisti

 

یک نظام کشاورزی پایدار، طبق تعریف باید جواب‌گوی نیازهای نسل حاضر، بدون به مخاطره انداختن نیازهای نسل آینده باشد ضمن این که باید از نظر اقتصادی برای کشاورزان و جامعه به‌طور کلی پایدار و امکان‌پذیر باشد. کشاورزان زیستی با کشت چندین محصول در یک زمان که اغلب با دامداری همراه است تنوع شغلی خود را افزایش می‌دهند. تنوع، مخاطرات اقتصادی را کاهش می‌دهد و باعث خودکفایی در زمینه‌ی عناصر غذایی، تغذیه‌ی دام، مواد آلی خاک و انرژی می‌شود.


عملکرد

بسیاری از کشاورزان با تجربه‌ی زیستی، عملکرد محصولشان برابر یا بالاتر از حد متوسط عملکرد نظام‌های کشاورزی رایج است. با وجود این، متوسط عملکرد محصولات زیستی اغلب کمتر از متوسط عملکرد زراعت‌های رایج است. تفاوت بین متوسط عملکردها، نه تنها عملیات زراعی متفاوت بلکه تفاوت مهارت‌ها را نیز نشان می‌دهد. صنعت زیستی نان به سرعت روبه گسترش است که بسیاری از کشاورزان زیستی از مهارت‌های اندکی در ارتباط با روش‌های زیستی برخوردارند. عملکرد کشاورزان زیستی اغلب طی سه تا پنج سال اول گذار از کشاورزی رایج، در کمترین مقدار است.
اختلاف عملکرد به نوع محصول بستگی دارد. گیلفورد و گالدن در سال 1992 عملکرد محصولات در مزارع زیستی و رایج را در مرغزارهای شرقی در ایالات متحده مقایسه نمودند. عملکرد گندم، جو و یولاف زیستی، 75 درصد عملکرد محصولات در نظام‌های رایج بود. متوسط عملکرد نخودفرنگی، کلزا و کتان زیستی حدود 50 درصد متوسط عملکردهای رایج بود. برخی از حبوبات و دانه‌های روغنی به‌طور مخلوط کشت شدند که عملکرد آن‌ها ثبت نشده است. در محصولات باغی، عملکردهای زیستی اغلب کمتر از عملکردهای رایج است. در منطقه‌ی مرغزارهای شرقی ایالات متحده، علف‌های هرز عامل محدود کننده عملکرد محصول در مزارع زیستی هستند. در این منطقه اگرچه مقدار نیتروژن خاک کافی بود، اما فسفر و گوگرد مزارع زیستی کم بود و ممکن است عامل کاهش عملکرد محصول بوده باشند. بیشترین چالش در دوره‌ی گذار از کشاورزی رایج به زیستی وجود دارد. طی این دوره پاداش و یارانه‌ای وجود نداشته و عملکردها پایین هستند. گاه کشاورزان می‌توانند یارانه‌ی اندکی برای تولید در دوره‌ی گذار از طریق فروش محصول با قیمتی بیشتر از قیمت‌های رایج اما کمتر از قیمت‌های گواهی‌شده زیستی دریافت کنند. طی مراحل اولیه‌ی گذار برخی کشاورزان افت عملکردی تا حدود 30 درصد گزارش کرده‌اند. با گذشت زمان، عملکردها طی سال‌هایی که تحت مدیریت زیستی هستند افزایش می‌یابد، به طوری که کشاورزان تجربه به‌دست آورده و خاک حاصلخیز می‌شود. برخی کشاورزان دریافته‌اند که برای افزایش مجدد عملکرد تنها به چند سال زمان نیاز است. این امر بیشتر در مورد کشاورزانی صادق است که در گذشته نیز حداقل نهاده‌ها را به کار می‌برده‌اند. دیگر کشاورزان که به علف‌کش‌ها کودها و افت‌کش‌ها وابستگی زیادی داشته‌اند، دریافته‌اند که حدود یک دهه طول می‌کشد تا عملکردهایشان افزایش یابد و به ثبات برسد. پدیده‌ی گرم شدن جهانی به طور فزاینده‌ای الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی را به‌وجود آورده است. مزارع زیستی زمانی که در معرض تنش خشکی، گرما، بارندگی مفرط یا هوای سرد خارج از فصل قرار می‌گیرند، عملکرد بالاتری نسبت به محصولات رایج دارند. همچنین محصولات زیستی مقاومت بالاتری به آفات و بیماری‌ها دارند.


هزینه‌ی تولید

هزینه‌ی تولید در مزارع زیستی به دلیل استفاده کمتر از نهاده‌های خارجی، کمتر از مزارع است. خرید کودهای مصنوعی و آفت‌کش در این نظام وجود ندارد و هزینه‌ی علوفه خریداری شده، دامپزشکی و تعویض دام نیز کمتر است. چالش اصلی کشاورزان زیستی کنترل علف هرز است. علف‌های هرز اغلب عامل محدود کننده تولید در مزارع زیستی هستند و کشاورزان زیستی نسبت به دیگر عملیات مدیریتی، زمان و هزینه بیشتری را صرف کنترل علف‌های هرز می‌کنند. در کشاورزی زیستی، روش‌های مکانیکی و دیگر روش‌های مدیریتی جایگزین علف‌کش‌ها شده است. خاک‌ورزی برای کنترل علف هرز پس از سبز شدن گیاه، به شکل سطحی و غیر عمیق انجام می‌شود تا خاک فشرده نگردد. برخی عقیده دارند که کنترل علف هرز سبب افزایش نیاز به شخم و هزینه‌های آن می‌گردد. در عمل، این تصور صحیح نیست. کشاورزان زیستی با بهبود ساختمان خاک و اعمال مدیریت مناسب دریافته‌اند که نسبت به نظام‌های رایج در برخی مواقع به خاک‌ورزی کمتری نیاز است.


درآمد خالص مزرعه

به نظر می‌رسد درآمد خالص مزارع زیستی کمی بیشتر از مزارع رایج باشد. به‌طور کلی مخارج کمتر بوده و درآمد بیشتر است (به‌دلیل وجود یارانه و مابه التفاوت قیمت محصولات زیستی نسبت به محصولات رایج).
این مابه التفاوت بسته به محصول و زمان متفاوت است. صنعت زیستی به سرعت در حال تغییر است که این امر منجر به عدم ثبات قیمت‌ها می‌گردد. به عنوان مثال مابه التفاوت بالا برای یک محصول می‌تواند برخی کشاورزان را به سمت تولید و پرورش آن محصول هدایت کند. در این حالت بازار اشباع شده و قیمت کاهش پیدا می‌کند. برخی معتقدند که با گذشت زمان، مابه التفاوت‌ها به ثبات می‌رسد. در یکی از مطالعات نشان داده شد که کشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه و یونجه در مزارع زیستی، حتی بدون پرداخت مابه التفاوت، سود بیشتری فراهم می‌کنند. در شرایط پرداخت مابه التفاوت یارانه گندم دوروم، کتان، گندم سیاه، چاودار پاییزه و یونجه، درآمدزاترین محصولات بودند که این محصولات با یکدیگر یک تناوب زراعی پایدار زیست محیطی و اقتصادی تشکیل می‌دهند.
در مقایسه محصولات مزارع زیستی و رایج در انتاریو (کانادا)، کشت لوبیا و ذرت برای کشاورزان زیستی، حتی بدون پرداخت مابه التفاوت، سود بیشتری داشت. غلات پاییزه در مزارع زیستی در مقایسه با مزارع رایج، سود کمتری داشت. سود ناخالص در تمام محصولات در مزارع زیستی بیشتر بود. در گاوداری‌های انتاریو، درآمد خالص نظام‌های زیستی، 52 درصد بیشتر از نظام‌های رایج بود.
قیمت بالای محصولات زیستی با کاربرد محصولات کم ارزش در تناوب، خنثی می‌شود. کودهای سبز و محصولات مرتعی که به‌نظر می‌رسد توانایی بهبود خاک را دارند، بازده اقتصادی بالایی ندارند. کشت مخلوط، روشی است که محصولات کم ارزش را در تناوب جای می‌دهد، ضمن این‌که محصولات با ارزش نیز در مزرعه پرورش داده می‌شود. تناوب زراعی باعث کاهش مخاطرات نیز می‌شود. با کشت چند محصول به طور همزمان، درآمد مزرعه در مقابل نوسانات قیمت بازار و یا کاهش عملکرد بیمه خواهد شد.
به نظر می‌رسد صنعت زیستی در کانادا به سادگی نمی‌تواند در هر مکانی درحد کفایت، گسترش یابد تا از نظر تقاضا برای آینده‌ای روشن راضی کننده باشد. بنابراین باید تعداد بیشتری از کشاورزان، عرضه‌کنندگان نهاده‌ها و صنایع تبدیل مواد غذایی را در جهت کشاورزی زیستی تشویق کنیم.


بازاریابی

تقاضا برای مواد غذایی زیستی، نه تنها در کانادا، بلکه در آمریکای شمالی، ژاپن و اروپا به سرعت روبه افزایش است. این رشد فزاینده باعث نوسان قیمت در بازار شده است. به عنوان مثال، در برخی بازارها، تقاضاهای بسیار ویژه‌ای در زمینه‌ی کیفیت محصول وجود دارد که سال به سال تغییر می‌کنند. صنعت زیستی هنوز در حال گسترش است و زیرساخت‌های نظام‌های حمل و نقل، عمده فروشی و توزیع در مراحل اولیه شکل گیری است.
برخی کشاورزان کنترل بازار را در اختیار دارند. بعضی از آنها اتحادیه‌های بزرگ و برخی تعاونی‌های کوچک‌تر را تشکیل داده‌اند که امکانات فرآوری و عمل آوری را دارند. کشاورزان اگر بخواهند از مابه التفاوت قیمت برای محصولاتشان استفاده کنند، باید محصولی با کیفیت بالا تولید نمایند که این مستلزم اقدامات زیادی است. زمانی که محصولات براساس قراردادهای منعقد شده با کارخانجات محصولات زیستی تولید می‌شوند، لازم است که کشاورزان تضمین نمایند که نوع واریته و کیفیت محصول مطابق نیازهای خریداران خواهد بود.
بیشتر کشاورزان درخواهند یافت که بخشی از محصولاتشان مطابق نیازهای خریداران یا استانداردها نبوده و در بازار محصولات رایج، فروخته خواهد شد و یا این که برای تغذیه دام مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

برگرفته از کتاب اصول کشاورزی زیستی، نوشته‌ی جی والانس، ترجمه، کوچکی، غلامی، مهدوی دامغانی و تبریزی، صفحات 11 تا 14.

 

خبرگزاری گوکرن